منطق تحریمهای فناوری؛ چرا محدود سازی دسترسی ایران اجتناب ناپذیر است؟
تحریم های فناوری علیه ایران را نمیتوان صرفاً به بد رفتاری شرکت هایی مانند گوگل یا تصمیم های سلیقهای نسبت داد. این محدودیت ها ریشه در منطق امنیت ملی و موازنه قدرت دارند، نه احساسات یا قضاوت های اخلاقی. بخش بزرگی از فناوری های مدرن، بهویژه در حوزه اینترنت، داده و هوش مصنوعی، ماهیت دوگانه دارند و میتوانند هم در بخش غیر نظامی و هم در حوزه های نظامی و امنیتی به کار گرفته شوند.
از دیدگاه ایالات متحده آمریکا، باز گذاشتن دسترسی کامل ایران به این فناوری ها میتواند به تقویت ساختار های دولتی، نظامی و سیاسی منجر شود؛ موضوعی که با دکترین امنیتی این کشور و منافع متحدانش در تضاد است. به همین دلیل، تحریم های نظامی و فناورانه نه تنها حفظ شدهاند، بلکه در برخی حوزه ها پیچیده تر و هدفمندتر شدهاند.
تفاوت دسترسی کشور هایی مانند هند، سنگاپور یا کره جنوبی با ایران نیز از همین منطق ناشی میشود. این کشور ها یا متحد راهبردی آمریکا هستند یا تهدید ژئوپلیتیک محسوب نمیشوند، بنابراین دسترسی گسترده تری به فناوری های آمریکایی دارند. در مقابل، ایران در کنار چین و روسیه در دسته کشور هایی قرار میگیرد که از نگاه واشنگتن میتوانند توازن قدرت جهانی را به چالش بکشند.
در چنین شرایطی، محدود سازی فناوری نه اقدامی غیرمنطقی، بلکه ابزاری برای مهار قدرت است. چین و روسیه نیز هرچند جایگزین هایی ارائه میدهند، اما این همکاریها بیشتر مبتنی بر منفعت و وابستگی است تا شراکت برابر. در نهایت، تحریم ها برای کاربران عادی طراحی نشده اند، اما هزینه اصلی آنها به ناچار بر دوش جامعه و فعالان فناوری عادی میافتد؛ واقعیتی تلخ که منطق قدرت در نظام بینالملل آن را رقم میزند.
با این حال لغو یا بی اثر شدن D-2 مستقیماً تحریم ها را زیاد نکرد؛ اما ریسک گریزی، کنترل صادرات، تحریم های ثانویه و ابهام حقوقی باعث شد همان فضای محدود هم بسته تر شود. بنابراین مشکل اصلی، ساختار تحریم ها و رفتار محافظه کارانهٔ شرکت هاست، نه صرفِ وجود یا عدم وجود یک مجوز.