هوش مصنوعی می تواند پروژه ات را بسازد، هم نابود کند.
فهرست محتوا
در ابتدا، با پرامپت های دقیق، کدی مدرن و به روز تحویل میدهد؛ اما هنگام بازنویسی و تمیز کاری، ممکن است بدون درک کامل معماری، الگوهای جدید را حذف کرده و پروژه را به متد های قدیمی برگرداند. این اتفاق باعث افزایش بدهی فنی، ایجاد باگ های پنهان و سخت تر شدن توسعهی آینده میشود.
مشکل از خود هوش مصنوعی نیست، بلکه از نبودِ کنترل و محدودیت های معماری است. اگر بدون تعیین چارچوب، نسخهی فریم ورک، الگوهای طراحی و قوانین مشخص از آن استفاده شود، ساده سازی افراطی رخ میدهد.
ساده میگم:
وقتی با هوش مصنوعی پروژه می سازی، نسخهی اول عالی به نظر می رسد؛ با متدهای روز، پترن های جدید و حتی گاهی بیش از حد مهندسی شده است.
اما وقتی به سراغ بازسازی کد، کد نویسی تمیز، بهینه سازی و کاهش حجم کد میروی، اینجاست که هوش مصنوعی اطلاعات و پیش زمینهی کامل پروژه را از دست میدهد. وابستگی های مدرن را حذف میکند، کد را به الگوهای عمومی تر (و گاهی قدیمی تر) برمیگرداند و لایه های انتزاعی مهم را حذف کرده و ساختار را بیش از حد ساده میکند.
در نتیجه، پروژه کار میکند؛ اما معماری آن سقوط کرده است. اگر این روند ادامه پیدا کند، حتی پرامپت های پیشرفته هم شاید نتوانند پروژه شما را نجات دهند.
بنابراین، اگر پروژهای با هوش مصنوعی به ظاهر سالم تحویل گرفتید، دیگر نباید (نگهداری، بازسازی کد، کدنویسی تمیز، بهینه سازی و مدیریت ساختار پروژه) به هوش مصنوعی بسپارید؛ زیرا احتمال خرابکاری بالا میرود.
این شما، به عنوان برنامه نویس، هستید که باید مسئول نگهداری، بازسازی کد، کدنویسی تمیز، بهینه سازی و مدیریت ساختار پروژه داشته باشید.
این تجربه ای بود که من به دست آوردم؛ تجربه ای جالب و آموزنده.